X
تبلیغات
شهزاده ی رویای من

شهزاده ی رویای من

فقط تویی تو

29

سلام گلم....

امروز قبل از دانشگاه بالاخره جوابمو دادی....

الانم بهت زنگ زدم....انگار فقط منم که حالتو بد می کنم....

گفتی حالت از این زندگی بهم می خوره...

گفتی از اول اشتباه کردی که این رابطه رو با من شروع کردی....

آخه گناه من چیه که دوستت دارم گلم....

چه راحت میتونی دلِ یه آدمو بشکنی.....

چه راحت خردم کردی....

عشقم تو هرچی میخوای بگو...اما من دوستت دارم....

میخوام برات هدیه بخرم....

حقوقِ کوفتیمو که بگیرم همشو خرج تو میکنم چون دوست دارم...

نفسم دیگه بالا نمیاد....

خیلی سخته یکی که انقد دوسش داری اینجوری رویاهاتو خراب کنه....

باشه گلم تصمیمو گرفتم....

دیگه بهت زنگ نمیزنم....

دیگه حسابی تنها میشم....حقم اینه....

باشه گلم ...من که نمیتونم ببینم عصبی بشی و دلیلش هم فقط من باشم..

مگه من دل دارم ناراحتیتو ببینم....

میتونم از راه دور حالتو از سلاله بپرسم....

میتونم بیام جلوی خونتون یواشکی انقد منتظر بمونم تا از پشت دیوار ببینمت....

خدارو شکر که یه عکس ازت دارم میتونم با همون یه عکس زندگی کنم....

هرچی تو بگی گلم...

هرچی میخوای نابودم کن....فقط برام خوشیه تو مهمه....

من به درک من به جهنم...فقط تو تو تو تو....

راستی گلم برات آهنگو آماده کردم....نت هاشو نوشتم دیگه خودم با ویلن میزنم....

الانم میخوام برم به عشقت به یادت بنوازم....

به یادِ خاطرات با هم بودنمون....به یادِ گریه های شبام...به یادِ اون غروب دلگیر که رفتیم نور....تو میخوندی....من گریه میکردم...تو چشاتو می بستی....من میبوسمت.....

شاید تنهایی بتونم بیشتر پیشت باشم توی خواب...

شاید بعد از یک ماه....یک سال....ده سال......بیست سال.....یاده من افتادی و دلت برای عاطی کوچولو تنگ شد....شایدم هرگز .....

عشقم دوستت دارم......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 21:17  توسط اسب سیاه  | 

28

من چی برات کم گذاشتم.....

یادته شارژره فابریکمو آوردم دادم بهت در حالی که خودم نداشتم....یا اون چیزی که ازم خواستی یه شبه برات جور کردم....هرکاری میتونستم برات کردم.....

نشو با من غریبه مثل نامهربونا....

انقدر زنگ میزنم تا جوابمو بدی.....میخوام ازت فحش بشنوم....میخوام دعوام کنی.....اما بی دلیل تنهام نزار....تنها دلیل زندگیم تویی اگه جوابمو ندی میمیرم...به خدا بی حال شدم.....اشک همینطور از گوشه چشام میاد....

مگه میشه من دیگه نبینمت؟؟؟؟مگه میشه تو نباشی عشقم....

تو همه چیزه منی.....

میدونم به خدا میدونم دوستم نداری اما همین که تحملم میکردی برام کافیه.....

عشقم  آخرین امیدِ زندگیو ازم نگیر......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 10:42  توسط اسب سیاه  | 

27

(نمیخوام با کسی باشم.

خوب منم تنهام.

دیگه اس نده.بای)


این آخرین اس ام اسی بود که الان دادی.حالم بده گلم....

دنیای من دوستت دارم...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 0:10  توسط اسب سیاه  | 

26

وای خدایا چیکار کنم....

اون روز که ازش میترسیدم اومد....دیگه جوابمو نمیده....

بعد از اون شب امروز بهش زنگ زدم اما جواب نمیده.....

چیکار کنم؟؟؟

عشقم گلم چرا دیگه جواب نمیدی؟؟؟؟

توروخدا تنهام نزار....

من میمیرم اگه نباشی چرا جواب نمیدی.....

عکست جلوی چشمامه گوشیم هم داره بوق میخوره اما رد کردی....

رد کردی تماسمو....

یعنی مزاحمتم.....

شاید باید صبر کنم مثل همیشه تا حوصله منو پیدا کنی....

اما میترسم که این انتظار طولانی بشه و تو هرگز نیای سراغم....

دوستت دارم نفسم....

تنهام نزار تورو به اون خدایی که میپرستی....

من به خاطرِ تو از همه گذشتم....دورو برم خلوت شد تا به تو نزدیک بشم اما حالا....

این نفسو ازم نگیر....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 0:1  توسط اسب سیاه  | 

25

سلام نفسم....

دلم برات خیلی تنگ شد....

امروز از صبح تا الان ازت بیخبرم....راستش خودم بهت اس ندادم اخه بهم بر خورد با حرفه دیشبت....کجایی گلم بی معرفتم؟؟؟؟

امروز نتِ آهنگ وبلاگو نوشتم دارم تمرین میکنم که بتونم حرفه ای بزنم برای کنسرت بدی خودم اجراش کنم فقط به عشقِ تو دارم این کارو میکنم....

شهزاده ی رویای من......

این روزها حسابی تنها شدم....همون چیزی که دلم میخواست....

دیگه کم کم خودمو آماده میکنم تورو هم فراموش کنم...اینجارو هم فراموش کنم....این وبو بهت میدم تا خودت حذفش کنی اما قبلش اگه ارزش داشت بخونی....

دلم برات تنگ شده خیلی اما بی معرفتی....

بی معرفتِ من دوستت دارم....

خیلی خسته ام از ظهر سرِ کار بودم فردا هم صبح باید برم...خوابم میاد...

به این امید که بیای توی خوابم....


+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 0:12  توسط اسب سیاه  | 

24

سلام گلم....

نمیدونم چرا جواب اینهمه مهربونیو دلسوزیمو اینجوری میدی؟؟؟

خیلی راحت خوردم میکنی....

الان اس دادی که عاطی به اندازه کافی عصبی ام تو دیگه نیا رو اعصابم....

من فقط گفتم گلم حالت خوب نیست بهم بگو تا اروم بشی....

جواب دوست داشتنِ من اینه....

نفرت نشونم میدی....

میخوای نابودم کنی.....

دوستت دارم ....

منو میخوای از خودت دور کنی....

گفتی از همه بدت میاد...حتی من....

مرسی که بازم یادم انداختی ازم بدت میاد....

مرسی که یادآوری کردی من چه جایی دارم پیش تو....

مرسی نفسم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 23:15  توسط اسب سیاه  | 

23

سلام عشقم....

غیبت منو ببخش .....رفته بودم فیروزکوه تازه اومدم....اولین کاری هم که کردم این بود که بیام برات بنویسم.....قبلش بهت زنگ زدم قربونش برم.....

عکستم گذاشتم پشت صفحه گوشیم وای چه ناز شد.....چرا باورم نمیکنی که میگم عکست همرام بود کلِ راه؟؟؟؟؟

همین الانشم داری نگام میکنی....

فدات بشم الهی که تنها دلیل برای نفس کشیدن منی.....

جونم برات بگه که دیگه یکم آروم شدم....وضعیت داره بهتر میشه هرچند فرقی برای تو نداره.....

چقدر سخته عاشق کسی باشی که امکان نداره یه روز بهت بگه دوستت داره....

اما..........دوستت دارم هزارتا.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 19:41  توسط اسب سیاه  | 

22

سلام عشقم.....

شاید صدای زار زدنمو شنیدی یا حس کردی که این وقته شب بهم زنگ زدی....

گفتی میای همه چیو درست میکنی....

منتظرم بیای گلم...

دلم داغونه ....صدای گریه ی دلمو می شنوم....

آخه نفسم من چیکار کنم بدون تو.....

همین 5مین حرف زدنت آرومم کرد.....

خدایا شکرت....

فردا باید راجع به این قضیه هم باهات حرف بزنم که خودمو نابود کنم...

شاید نظر تو هم این بود....

داغونم خداااااااااااااااااااااااا......

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 0:14  توسط اسب سیاه  | 

21

سلام عشقم

بازم همه چی سرم خراب شد....باز تهدید شدم به خاطر اومدن پیشت....

همه چی فراهمه برای نابودیم....

گلم تو که میدونی چقد بدبختی کشیدم....

می خوام خودمو بکشم....

اره من ضعیفم.....آره کم آوردم....

من خودمو میکشم......

خیلی زود....

..........خودکشی..........

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 21:27  توسط اسب سیاه  | 

20

نفسم چرا من به آرامش نمی رسم؟؟؟؟؟

میخوام تنها باشم.....

چرا تنهام نمیزارن.....

میخوام منزوی بشم.....

میخوام تنها باشم....

واقعا میخوام این احساس پیدا کنم که خیلی تنهام.....

من میخوام تنها باشم....

با یادت.....


+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 15:12  توسط اسب سیاه  | 

19

سلام تنها بهانه من.....

امروز صبح اومدم پیشت چون خودت خواستی....خیلی خوش گذشت..

فدات بشم که بالاخره اجازه دادی یه عکس ازت بندازم......خداااااااااااا چقدر نازی تو .....

اخ که چقد التماس کردم تا اجازه دادی.....اونم چون دیدی دپرس شدم رفتم یه گوشه دلت سوخت گفتی بیا بگیر.....فدای اون قلب مهربونت بشم من......

گفتم مگه دوست دختر قبلیت ازت عکس نمینداخت؟

گفتی:اون دوست دخترم بود 100 تا عکس ازم میگرفت منم 200 عکس ازش داشتم....

گفتم :باشه دیگه نمیخوام مرسی...

اومدی بغلم کردی گفتی: اشکال نداره عاطی بیا دوتا عکس بگیر ازم آخه من به خاطر خودت میگم که ازم عکس نداشته باشی چون ضربه میخوری...

بالاخره الان گذاشتمت رو صفحه کامپیوترم.....

یاد روزای اول دوستیمون افتادم که دوست دختر داشتی با چه عشقی از اون حرف میزدی.....یادته هردفعه که اسم اونو می اوردم با چنان ذوقی ازش تعریف می کردی که من میرفتم توی خودم و دپرس میشدم اخرشم که گریه م میگرفت مجبور بودی بغلم کنی تا آروم شم....

گلم من عاشق اون لحظه هام که اروم و بی صدا بدون یه کلمه حرف زدن منو میگیری توی بغلت فقط گرمای نفست میخوره به صورتم.....

الهی فدات بشم....

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 15:10  توسط اسب سیاه  | 

18

در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند،

من از خوش باوری اینجا محبت آرزو دارم. 

 

آه عزیزم عشقم گلم.....

امید زنده بودنم.....نفسم....گلم....عمرم....

تنها بهانه ی زندگی کردنم.....دلم گرفته.....

نفسم کی میتونه مثل من دوستت داشته باشه.....

چرا منو قبول نمبکنی.....

خدایا غم من چرا تموم نمیشه.....

آخه خدایا تو که میدونی من هیچوقت چرا توی کارت نیاوردم اما الان دیگه کم آوردم....

عشقم من کم آوردم....هیچکی نیست کمکم کنه....

من نیاز به یک دوت دارم اره من نیا زبه یه هم صحبت دارم.....

همه آدمای اطرافمو از خودم دورکردم....



+ نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388ساعت 18:13  توسط اسب سیاه  | 

17

سلام گلم...

حدود 1ساعت با هم حرف زدیم....یه حرفت همه بدنمو لرزوند....گفتی باید تصمیم بگیری که به من کمک کنی یعنی گوشیتو خاموش کنی.....نکن این کارو که من میمیرم....گفتی فردا بیام پیشت.....صبح که دانشگاه دارم......قربونش برم که باور نمیکنی دارم آدم میشم.....فقط به عشق تو دارم آدم میشم.....نه که بخوام آویزونت بشم نه فقط به امید عشق تو که با منه میخوام آدم باشم.....

آخ گلم  خیلی خسته ام از این زندگی....دارم خودمو میسازم....از آدمای حرومزاده کنارم بیزارم....خودمو اینقدر اسیر این کثافت کاریا کردم که حالا باید بجنگم تا به آرامش برسم.....نمیدونم چیکار کنم....هیچکی نیست کمک کنه بهم.....دلم میخواد یه معجزه بشه....

آخه خدایا من پشیمونم میخوام جبران کنم اما چه جوری....چرا فرشته نجاتتو نمیفرستی....خدایا من به کمک نیاز دارم.....سرگردون موندم....خدایا من میخوام به اهدافم برسم نه اینکه خودمو درگیر این مسائل کنم.....خدایا کمک کن این مسائلِ پیچیده و کثافت کاریا تموم بشه......خدایا خداجونم خسته شدم کمکم کن......

عشقم از توام یه انتظار دارم.....اینکه باهام مهربون باشی.....نمیدونم چرا اما امروز حس کردم دیگه باید از توام دوری کنم.....باید وسعت تنهاییمو بیشتر کنم....شاید منزوی بشم گوشه گیر شم به قول خودت اما بهتر از این حسِ پوچیه......تو آخرین دلبستگیِ من به این دنیایی.....یعنی وقتی همه مسائل حل شد دیگه کم کم باید از توام بگذرم.....چون یه ضربه ی بزرگیه.....الانم فقط واسه دل خوشیه خودمه...

نمیدونم......تنها چیزی که میدونم همینه که نمیدونم......

خسته شدم.....بُریدم.....

.......خدایا کمکم کن.......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19:0  توسط اسب سیاه  | 

16

سلام گلم

دارم میرم دانشگاه تا بیام شب میشه .....دلم برات تنگ میشه اما به یادتم گلم از همونجا...

داشتم به این فکر میکردم که چقدر به اینجا عادت کردم....انگار واقعا تو اینجایی و من دارم با تو حرف میزنم....عادت کردم به اینجا چقدر خوبه.....گلم مواظب خودت باش تا برگردم....شیطونی نکنی ها....زود میام نفسم....

خیلی هم خوشگل شدم امروز فکر نکنی میدزدن منو هم کلاسیهام آ.....شوخی کردم تا گلمو دارم به هیچکی اجازه نمیدم به من نزدیک بشه.....

هرچی که دارم مالِ تو عشقم......

دوستت دارم هزارتا.

بوس بوس

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 11:37  توسط اسب سیاه  | 

15

سلام گلم

چرا  نیومدی پیشم توو خواب؟همش چشم به راهت بودم...

دلم خیلی برات تنگ شد....نکنه کسی تورو بدزده.....

اما گلم میدونم که روو من حساب نمیکنی و گاهی احساس تنهایی می کنی.....

شاید حق داری کسی و پیدا کنی....اما بی معرفت پس من چی میشم؟؟

واقعا میمیرم اگه اون روز برسه.....

آه عشقم تنهام نزار....

همه ی امید منی.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 6:55  توسط اسب سیاه  | 

14

دلم نمیخواد بخوابم چون میترسم.....

نفسم میترسم فردا روزی باشه که تو نباشی....

شاید فردا بهم بگی دیگه بهت زنگ نزنم....

ای خدا کاش امشب خوابتو میدیدم....

گلم بیا توی خوابم.....

اینارو فقط برای تو مینویسم دلم نمیخواد بقیه نظر بدن....


بوی گندم مال من..... هرچی که دارم مالِ تو.....

یه وجب خاک مالِ من......هرچی میکارم مال تو....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 22:6  توسط اسب سیاه  | 

13

ديدم تو خواب وقت سحر

شهزاده اى زرين كمن

نشسته رو اسبه سفيد

ميومد از كوه كمند

ميرفت و آتش به دلم ميزد نگاهش

كاشكى دلم رسوا بشه

دريا بشه اين دو چشمه پر آبم

روزى كه بختم وا بشه پيدا بشه

اونكه اومد تو خوابم

شهزاده ى روياى من شايد تويى

اونكس كه شب در خواب من آيد تويى تو

از خواب شيرين ناگاه پريدم او را نديدم ديگر كنارم به خدا 

جانم رسيده از غصه بر لب هر روز و هر شب در انتظارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 21:55  توسط اسب سیاه 

12

آخ گلم کجایی پس؟

پس کِی میخوای بیای اینجا وبو ببینی؟

گفتم وقتی بهت نشون بدم که دیگه نخوای منو.....میدونم الانشم نمیخوای منو اما جوابمو که میدی حتی اگه بی میلم که باشی جواب میدی....روزی که دیگه جوابمو ندی اینجارو بهت نشون میدم..

قربونش برم دلم برات تنگ شده پس کِی میای پیشم گلم؟؟؟؟؟

همین الان یه سوسک کشتم بیچاره دلم براش سوخت.....

گل من خبر نداری دلِ گلدونت میگیره اگه نباشی.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 18:45  توسط اسب سیاه 

11

مثل ماه مثل تو مثل اشک مثل من.....

آه تو خودِ عشقی خودِ عشق.....

مثل گریه توی پاییز مثل پاییز توی کوچه

مثل کوچه زیر بارون....مثل بارون روی شیشه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 16:10  توسط اسب سیاه  | 

10

خیلی خوشحالم عشقم دیدی آهنگ مورد علاقتو گذاشتم روو وب...

هیچکی این آهنگو نداره خودم آپ کردم فقط واسه تو گلم....

الهی قربونش برم شهزاده رویای من شاید تویی...

همیشه این اهنگو با صدای بلند برای من میخونی....

قربونت برم صدات خیلی قشنگه....به قول خودت فقط واسه دل خودت میخونی....

دوستت دارم...

این اهنگم تقدیم به تو نفسم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 10:24  توسط اسب سیاه  | 

9

چه شب بدیو گذروندم اما الان خوبم...

چون با گلم حرف زدم....

یه چند مین پیش.....

گفتم که میخوام عوض بشم خندیدی اما اخرش گفتی شوخی کردی....

بهت گفتم میخوام بهت ثابت کنم که منم میتونم آدم بشم.....

الانم یه اس ام اس دادم بهت گفتم برای داشتن چیزی که تا به حال نداشتی باید کسی باشی که تا به حال نبودی....توام جواب دادی گفتی آفرین.....

قربونش برم که ماه شده بود دیشب.....

عزیزم من میتونم از اون غولی که گفتی رد بشم ....آخرین غول خودم هستم....

من حتما میتونم راه زندگیمو عوض کنم...از هیچکی کمک نمیخوام....حتی تو گلم....چون میدونم این روزا که تنها هستی منو تحویل میگیری....میدونم خیلی زود منو ول میکنی.....

میدونم.....

قربونش برم اشکال نداره لا اقل توی رویاهام با منی همیشه با من مهربونی همیشه....

خدایا کمکم کن.....

......دوستت دارم......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 9:34  توسط اسب سیاه  | 

8

سلام خداجونم.

امشب می خوام با خودت حرف بزنم.

میدونم من خیلی نامردی کردم بهت تورو یادم رفت...یه جایی خطا رفتم...اما خودت که دیدی توی بدترین شرایط هم تورو یادم بود...خدایا گمراه شدم دستمو بگیر.....

کمکم کن من خودتو از خودت میخوام...با من آشتی کن بزار زیر سایه ت نفس بکشم...

خدایا عاشق شدم بعد از اون عشق اولم که شکست خوردم.....اینبار این بنده ی خطاکارت گیر کرده توی بد وضعیتی .....دوسش دارم اما فاصله بین مون از زمین تا آسمونه....

خیلی خرابکاری کردم اما باز دارم ازت اونو میخوام....خدایا من به خودت توکل میکنم....میدونم تو اگه بخوای اون یک روزی عاشقم میشه برای تو که کاری نداره....خدایا اونو از من نگیر قول میدم آدم بشم...میدونم نمیتونم بهش برسم اما کاری کن این خستگیو از دوشم بگیره خدایا....

تنها به اون فکر میکنم میخوام کنارش باشم حتی شده فقط توی رویا....

خداجونم چیزی برای خودم نمیخوام فقط هوای اونو داشته باش....خدایا کمکش کن...نکنه بلایی سرش بیاد که من میمیرم....خدایا شکرت میکنم به خاطر چنین بنده ای که آفریدی...خدایا شکرت به خاطر سلامتیش.....شکرت به خاطر مهربونیش....شکرت به خاطر زیباییش....

خدایا مواظب عشقم باش....

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 18:24  توسط اسب سیاه  | 

7

سلام تنها دلیل زندگیم.

نمیدونم کجایی؟؟؟؟؟خبری هم ازت نگرفتم چون می دونم اگه حال داشتی خودت بهم خبر میدادی.

احساس تنهایی شدیدی میکنم....همش این حس با منه که باید از همه چیزهایی که بهشون عادت کردم بگذرم...آموزشگاه....سلاله....اس ام اس بازی....همه همه همه....

حالم خوبه هذیون نمیگم.....

همه آدمها خیلی ساده از من گذشتند...حتی دیگه منو یادشون رفت...

منم از خیلیا گذشتم با این که دوسشون داشتم.

نمیدونم تو کی بودی نفسم که بدون تو زندگی برام بی معنی میشه...

همین که آرامش داشته باشی و موفق باشی برا من با ارزشه....

دوستت دارم گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 7:4  توسط اسب سیاه  | 

6

سلام گلم.

قربونش برم جات خیلی خالیه.

حس غریبی دارم.امروز خیلی خوب بودی کاش صبح ززود بیدار میشدم که بیام پیشت دلم یه ذره شد برای نفسم....

امروز که دیدم اس دادی خیلی حال کردم به خودم گفتم چه قدر حال میده وقتی اسم نازت میاد روو گوشیم.

اولیشو ساعت 12:30 دادی گفتی عاطی مودمو ببر بده.بعدش که خودمو لوس کردم گفتی ایندفعه کبودم میکنی....قربونش برم که تحویلم میگیره..

دیشب که اومدی رفتیم یه کوچولو دور زدیم انگار خوشبخت ترین زن دنیا بودم.باورم نمیشه تو منو تحویل میگیری....آخه چرا انقد نازی تو .....از حسودی میمیرم وقتی به این فکر می کنم که یه روز مال یکی دیگه بشی....همینطور که الان همه از حسودی میمیرن وقتی تورو با من می بینن.

نفسم  کاش می دونستی تنها دلیل زندگیه من الان تویی.

راستی گلم  از امروز یه تصمیمای دیگه گرفتم.دیگه آموزشگاه نمیرم میخوام بمونم خونه و درس بخونم.خطمو هم به زودی که پول بیاد دستم عوض می کنم.

خسته شدم از اینهمه ضربه.هرکی میاد یه تیکه از دلمو می شکنه و میره.تا وقتی تورو دارم حتی فقط توو رویام دیگه به هیچکی فکر نمیکنم.بارها گفتم اگه حتی بگی دیگه نمیخوای ببینی منو من بازم دوستت دارم.

دلم گرفت داشتم به اون شب فکر می کردم که چه بی رحمانه بهم گفتی از اولم دوستم نداشتی و نداری......یادش به خیر چه وقتایی که دلت گرفت و زنگ زدی با من حرفیدی.همین برام کافیه که منو هم صحبتت دونستی...

الهی قربونش برم دلم برات یه ذره شد صبح زنگ می زنم هرجا باشی پیدات میکنم میام پیشت.

خدا حفظت کنه گلم.از خدا میخوام حسابی حواسش بهت باشه هرجا هستی سلامت باشی.

شهزاده ی رویای من شاید تویی..........



+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 20:36  توسط اسب سیاه  | 

5

سلام گلم.

چشام خیلی می سوزه چون هم گریه کردمهم خیلی خسته ام.

گلم امروز کمی تحویلم گرفتی.

فردا قراره بیام پیشت خیلی خوشحالم

کاش فردا بشه

زودی میخوابم تا فردا بشه که ببینمت....

نانازم از رفتم حرف نزن تو رو به خدااااااااااااا

من میمیرم اگه بری عشقم

حالا میبینی

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 1:48  توسط اسب سیاه  | 

4

سلام به عشقم

آخ که چه خوشحالم.چون باعات حرف زدم

درسته فقط در مورد کار حرف زدیم اما صدات ارامش میده بهم.

امروز حسودیم شد با اون حرف زدی اما من جرات ندارم بهت زنگ بزنم.

چه قدر بده که داداشت تهدیدم کرد که دست از سرت بر دارم

اخه تو که اینو نمیگی.اونا چرا می خوان من با تو نباشم؟؟؟؟؟

قربونت برم چرا بهم سر نمیزنی؟؟؟؟

اینجارو برای تو ساختم چرا نمیای؟

یعنی حتی برات اهمیت نداشت ببینی این چیه؟

اشکال نداره می زارم پای نداشتن وقتت.

من خیلی دوستت دارم چرا زجرم میدی؟

آخر یه روز دغ می کنم عشقم.....

شادیه تو شادیه منه.....

دوستت دارم تنها بهانه ی زنده بودنم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 0:37  توسط اسب سیاه  | 

3 دردو دل با نفسم

جای مهتاب به تاریکیه شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند


من فدای تو عشقم.....

گاهی ارزو می کنم کاش جای یکی

از دخترای دور و اطرافت بودم

که حداقل جور دیگه می دیدیشون.

اما نه من همیشه باید تنها بمونم.

تنها نه توی جمع شلوغ اما تنها......

امشب مثل همیشه دلم هوای تورو کرده

اما چه فایده که تهدید شدم تا دیگه

حتی بهت زنگ هم نزنم

خدایا یعنی میشه یه روز من بتونم بهش فکر نکنم؟

نه عزیزم تو همه ی روز و شب منو پر کردی....

شیرینم  شاید توی این دنیا خیلیا بتونن منو از تو جدا کنند

اما توی رویای خودم توی ذهنم هیچکی نمی تونه منو از تو جدا کنه حتی خودت!!!!

واسه این اینجارو ساختم که به تو پناه بیارم توی این محیط .....

الهی قربونت برم خدا کنه کارهات درست بشه بری تهران

درسته ازت دور می شم دیگه حتی اتفاقی هم نمی تونم ببینمت اما

موفقیت و شادیه تو از همه چی مهم تره.

گلم من دیگه نمی تونم بهت زنگ بزنم یا اس بدم

تو رو به اون خدا اگه اینجا اومدی فقط یه سلامت می تونه بهم نیرو بده

دارم دیوونه میشم دلم بدجوری هوای تورو کرده

کاش منم آدم بودم کاش منم خوب بودم کاش منم جزو کسانی بودم که تو .....

بیخیال من فقط خوشحالم که توی رویام هستی.

همین یاده تو برام کافیه.....

کاش کنارم بودی.

هیچکی نمی تونه بگه که دوستت نداشته باشم.....

نفس کشیدنت به من امید زندگی میده.

.........دوستت دارم.........

..............




+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 23:53  توسط اسب سیاه  | 

2 برای عشقم


تنها دلیل زندگی

با یک غمی دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 0:34  توسط اسب سیاه 

1 چراغی در افق

به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا،دلم تنهاست

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست

خروش موج با من می کند نجوا:

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

ز پا این بند خونین بر کنم نیست

امید آنکه جان خسته ام را

به آن نادیده ساحل افکنم نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 13:46  توسط اسب سیاه